خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: شفاعت در قرأن  (دفعات بازدید: 150 بار)
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« : 27 تير 1389,ساعت 08:02:17 »

موضوع شفاعت از جمله موضوعاتي است كه امروزه به شدت مورد ابتلاي مباحث عقيدتي است و با توجه به هجمه وهابيت بر روي اين موضوع علماي شيعه بطور مفصل بدان پرداخته اند. ما نيز در اين تالار تمام سعي خود را بكار گرفته تا انشاءالله بتوانيم اين مبحث را به نحو احسن به انجام برسانيم. اميدواريم با عنايات خداوند متعال و همراهي دوستان عزيز مباحث قابل قبولي را ارائه دهيم.

آيه اول: بقره/48: "وَاتَّقُوا يَوْمًا لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ"
ترجمه: و از روزي بترسيد كه كسي مجازات ديگري را نمي پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مي شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه ياري مي شوند.

مخالفين شفاعت با معناي كردن شفاعت به پارتي بازي اولين آيه اي را كه براي مدعاي خود ذكر مي كنند آيه مورد بحث ماست كه مي گويند اين آيه شريفه به صراحت نفي شفاعت در روز قيامت است.(البته شبهاتي كه به اين آيه شده بيش از اينهاست كه به مرور انشاءالله بدان خواهيم پرداخت)
حال ابتدا تعريفي از شفاعت و اركان آن داشته باشيم تا به خود آيه بپردازيم.

پاسخ: ...........................................................................
خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
سیب سرخ
كاربر فعال
***
تعداد ارسال: 297

تشكر
-اهدا شده: 155
-دريافت شده: 30



ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : 28 تير 1389,ساعت 10:50:53 »

 105 53

لطفا اگر ممکن است به سوال من جواب بدهید متشکرم
 
كسي كه قرآن را نمي شناسد و از آن تبعيّتي ندارد، چگونه مي تواند از شفاعت آنها بهره مند شود؟
« آخرين ويرايش: 28 تير 1389,ساعت 11:25:57 توسط سیب سرخ » خارج شده است

عزیز غایب من ای همیشه در خاطر    به جز تو را دل من آرزو نخواهد كرد
ساقي رضوان
Sr. Member
****
تعداد ارسال: 2135

تشكر
-اهدا شده: 72
-دريافت شده: 161


اميري حسين(ع) و نعم الامير...


ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : 28 تير 1389,ساعت 12:58:44 »

 106 106
خارج شده است

با حسین از یا حسین یک نقطه کم دارد ولی....

با حسین بودن کجا و یا حسین گفتن کجا...؟!
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #3 : 29 تير 1389,ساعت 08:25:58 »

جناب سيب سرخ

اللهم اهدنا بهداية القرآن
خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
سیب سرخ
كاربر فعال
***
تعداد ارسال: 297

تشكر
-اهدا شده: 155
-دريافت شده: 30



ديدن مشخصات
« پاسخ #4 : 29 تير 1389,ساعت 10:09:36 »

ان شاءالله

خارج شده است

عزیز غایب من ای همیشه در خاطر    به جز تو را دل من آرزو نخواهد كرد
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #5 : 09 مرداد 1389,ساعت 14:09:37 »

تعريف و اركان شفاعت

قرار شد قبل از پرداختن به شبهات آيه 48 سوره مباركه بقره تعريفي از شفاعت و اركان آن داشته باشيم.(البته مانند سابق هدف ما خلاصه گويي و پرداختن به اصل مطلب است)
شروع اين بحث را با كلامي از اميرالمومنين در نهج البلاغه مزين مي كنيم: "الشفيع جناح الطالب" يعني (شفيع بال و وسيله اي براي عروج و صعود خواهان است) گويي فرد تمايل شديدي به پرواز و اوج گيري دارد اما وسيله عروج را ندارد، در اين حالت شفيع براي او به منزله بال و  وسيله پرواز شده و مشفوع و طالب با اين بال از حضيض ذلت به اوج عزت صعود مي كند.

*تعريف شفاعت*

در لغت شفع به معناي زوج در مقابل وتر به معناي فرد آمده است. چنانچه خليل بن احمد فراهيدي لغوي مشهور و معتبر در كتاب العين خود جلد 1 صفحه 260 آورده است: "الشَّفع: ما كان من العدد أزواجاً. تقول: كان وتراً فشفعته بالآخْر حتى صار شفعاً" يعني (شفع: آنچه از اعداد زوج باشد. مي گويي: فرد بود پس آنرا با ديگري زوج كردم تا اينكه زوج شد)

مفسرين نيز معنايي نزديك به همين را از شفاعت بيان داشته اند.
علامه طباطبايي در تفسير الميزان جلد 1 صفحه 157 مي نويسد: "هي من الشفع مقابل الوتر كأن الشفيع ينضم إلى الوسيلة الناقصة التي مع المستشفع فيصير به زوجا بعد ما كان فردا فيقوى على نيل ما يريده ، لو لم يكن يناله وحده لنقص وسيلته وضعفها وقصورها" يعني: (شفاعت از شفع كه در مقابل طاق است مشتق شده است. گويي شفيع به وسيله ناقصي كه شفاعت خواه دارد پيوسته مي شود و تشكيل زوجي را مي دهد و در اين حال خواهان شفاعت قدرت پيدا مي كند به آنچه مي خواسته برسد كه به تنهايي و به لحاظ نقص وسيله و ضعف و ناتواني نمي توانسته برسد)
فخر رازي در تفسير كبيرش جلد 10 صفحه 206 مي نويسد: "الشفاعة مأخوذة من الشفع ، وهو أن يصير الانسان نفسه شفعا لصاحب الحاجة حتى يجتمع معه على المسألة فيها " يعني: (شفاعت از شفع - زوج - مشتق گرديده و آن عبارت است از اينكه انسان خودش را با طالب و صاحب نياز زوج گردانيده و نهايتا با خواهان جمع شده و مشتركا اقدام نمايند)
با توجه به مطالب فوق مي توان چنين گفت كه از نظر لغت شفع به معناي زوج و دو تا شدن و شفاعت به معناي خواهش و طلب كردن است
.

#اركان شفاعت#

در شفاعت هميشه سه ركن وجود دارد:

1) مشفوع له: خواهش كننده، گناهكار يا ....
2) مشفوع عنده: خواهش شونده، خداوند يا ....
3) شفيع يا شافع: واسطه
« آخرين ويرايش: 17 مرداد 1389,ساعت 10:20:52 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #6 : 13 مرداد 1389,ساعت 15:11:06 »

شبهه 1: آيه 48 سوره مباركه بقره

آيه اول: بقره/48: "وَاتَّقُوا يَوْمًا لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ"
ترجمه: و از روزي بترسيد كه كسي مجازات ديگري را نمي پذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مي شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه ياري مي شوند.
 
شبهه: خداوند در اين آيه شريفه مي فرمايد: در روز قيامت شفاعتي نيست، بنابراين آيه بر نفي شفاعت در قيامت صراحت دارد و قابل توجيه نمي باشد. حال چگونه شيعه مدعي در روز قيامت خداوند گناهكاران را بوسيله پارتي بازي و با واسطه امامانشان به بهشت مي برد در حاليكه خداوند در اين آيه شريفه آن را رد نموده است؟

پاسخ:

1) خداوند در آيه شريفه مي فرمايد: "وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ" يعني در روز قيامت شفاعت مورد قبول قرار نمي گيرد. اگر دقت كنيم از خود آيه شريفه اثبات شفاعت مي شود، زيرا خداوندنمي فرمايد در قيامت شفاعتي نيست بلكه مي فرمايد شفاعت مورد قبول قرار نمي گيرد و لازمه اين حرف اين است كه شفاعتي باشد تا بحث قبول شدن يا قبول نشدن پيش آيد، بنابراين بايد اينگونه گفت كه در قيامت شفاعت هست اما در حق عده اي مورد قبول واقع نمي شود.

2) اين آيات با توجه به اينكه در سياق آياتي قرار گرفته كه به انتقاد از يهوديان مي پردازد. اينكه خداوند در ابتداي آيه مي فرمايد: "واتقوا" يعني: "بترسيد" اين آيه خطابش به چه كساني است، اگر به آيات قبل مراجعه كنيم، مي بينيم خداوند به يهوديان مي فرمايد: "بترسيد"، با اين توضيح مي توان گفت: اين آيات نقدي است كه به تفكر يهوديت دارد زيرا آنها معتقد بودند شرط ورود به بهشت يهودي بودن است همانطوري كه خداوند در آيه 111 سوره مباركه بقره از آن خبر داده است: "وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ" و نيز اعتقاد داشتند كه اگر جهنم بروند چند روزي بيشتر طول نخواهد كشيد و خداوند اين اعتقاد را در آيه 80 سوره مباركه بقره چنين بيان داشته است: "وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ" بنابراين خداوند به آنان هشدار مي دهد كه در قيامت خبري از اين نيست كه كسي بيايد و شما را ضمانت كند و از دوزخ الهي خارجتان سازد، زيرا "كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ"(مدثر/38) يعني هر نفسي در گرو اعمالي است كه انجام مي دهد، در حاليكه يهوديان اعتقاد داشتند پسران و دوستان خداوند هستند: "وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ" (مائده/111) پس اگر يهوديان در اين دنيا با اين تفكر كه يا بهشتي هستيم يا مدت كمي در دوزخ، احكام و آيات الهي را بازيچه دست خود قرار دهيد، نبايد اميدي به كسب شفاعت در آخرت داشته باشيد.

نتيجه اينكه قرآن در اين آيه شريفه نمي خواهد اعلام كند در قيامت هيچ شفاعتي نيستبلكه منظور اين است كه براي بني اسرائيل شفاعتي نيست. زيرا با ظهور دين اسلام دين آنان مورد قبول نخواهد بود و محروم از شفاعت هستد، همانطور كه در آيه 85 سوره مباركه آل عمران آمده است: "وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآَخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ"

3) با عنايت به وجود آيات اثبات شفاعت بايد تمامي آيات را با هم جمع كرد تا به نتيجه درست و جامع رسيد.

تذكر: آيه 123 سوره مباركه بقره "وَاتَّقُوا يَوْمًا لَا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا تَنْفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلَا هُمْ يُنْصَرُونَ" نيز مانند آيه مورد بحث مي باشد با اين توضيح كه به جاي "وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ" در آيه از تعبير "وَلَا تَنْفَعُهَا شَفَاعَةٌ" استفاده شده است.
« آخرين ويرايش: 17 مرداد 1389,ساعت 10:54:11 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #7 : 17 مرداد 1389,ساعت 13:19:08 »

شبهه 2: آيه 254 سوره مباركه بقره

آيه دوم: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ"
ترجمه: اي مومنان از آنچه كه به شما روزي فرموديم، انفاق نمائيد قبل از آمدن روزيكه در آن معامله و خريد و فروشي نيست و دوستي و شفاعتي هم در كار نمي باشد و كافران قطعا ستمكارانند.

شبهه: آيه به صراحت، تمام مومنان را مخاطب قرار داده كه : "در قيامت شفاعتي نيست" بنابراين آيات قرآن با عقيده كساني كه قائل به شفاعت در روز قيامت هستند، تعارض دارد.

پاسخ:

در اينكه آيه شريفه مومنين را مورد خطاب قرار داده، شكي نيست، بلكه سخن در اين اينست كه آيا آيه شريفه نفي هرگونه شفاعتي را مي نمايد يا اينكه نوعي از شفاعت را مردود اعلام كرده است؟
قرائن موجود در آيه به خوبي نشان مي دهد كه خداوند در ايه شريفه نوعي از شفاعت را رد نموده است:

قرينه اول:
در آيه شريفه آمده است: "وَلَا خُلَّةٌ" يعني در روز قيامت هيچ نوع دوستي وجود ندارد. در حاليكه خداوند از وجود دوستي گروهي در قيامت اينگونه خبر مي دهد: "الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ" (زخرف/67) يعني: در قيامت دوستان دنيوي با هم دشمن هستند مگر دوستان متقين. پس آيه شريفه مورد بحث تمامي دوستي ها را بصورت مطلق نفي نكرده است، زيرا بر اساس آيه 67 سوره مباركه زخرف نوعي از دوستي براي متقين ثابت شده است.

قرينه دوم: در آيه شرفه آمده: "لَا بَيْعٌ فِيهِ" يعني: در قيامت خريد و فروشي نيست. در حاليكه قرآن در آيات ديگر از بيعي خبر مي دهد كه ثمن معامله در قيامت انجام مي گيرد.
مثلا: در آيه 10 سوره مباركه صف مي فرمايد: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ" يعني: اي مومنين آيا شما را راهنمايي كنم به تجارتي كه از عذاب جهنم نجاتتان دهد.
در اينجا خداوند متعال پرداخت ثمن معامله را در قيامت با نجات از عذاب دردناك جهنم تعهد مي نمايد، گوئي فرد براي نجات از آتش جهنم با خداوند متعال معامله كرده است و با مجاهده با مال و نفس خود در راه خدا و ايمان به پيامبر(ص) معامله اي را با خداوند انجام داده كه مزد آن دوري از آتش جهنم در قيامت است.

قرينه سوم:
خداوند در آيه بعد - بقره/255 - مي فرمايد: "مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ" يعني: چه كسي شفاعت مي كند مگر به اذن الهي، بنابراين در اين آيه شريفه شفاعتي را كه اذن الهي داشته باشد مورد تاييد قرار مي گيرد.

نتيجه:
با عنايت به عدم تعارض در قرآن بايد گفت منظور از نفي شفاعت در آيه 214 سوره مباركه بقره شفاعت بدون اذن الهي است.
خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :