خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

صفحه: [1]   پایین
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: آيه اكمال(2)  (دفعات بازدید: 333 بار)
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« : 01 تير 1389,ساعت 22:13:30 »

بعد از اينكه در تاپيك آيه اكمال ثابت كرديم آيه 3 سوره مباركه مائده ربطي به قبل و بعد خود ندارد در اينجا به حول و قوه الهي در صدد هستيم با كمك دوستان عزيز به خود فراز مياني آيه يعني "اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلاتخشوهم واخشون اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا" بپردازيم و از منظر قرآن و احاديث بررسي نماييم اين آيه شريفه ياس كفار و اكمال دين را در چه مي داند. بار ديگر يادآوري مي كنيم كه اولا علماي شيعه تمامي اين مباحث را بحث كرده و به اشكالات ان پاسخ داده اند و كار ما فقط تذكر همان موضوعات است، ثانيا غناي بحث مستلزم همفكري و كمك دوستان عزيز مي باشد. پس منتظر نظرات و انتقادات شما هستيم.
خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
سیب سرخ
كاربر فعال
***
تعداد ارسال: 297

تشكر
-اهدا شده: 155
-دريافت شده: 30



ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : 02 تير 1389,ساعت 04:22:51 »

- آیه : الیوم یئس الذین کفروا من دینکم …




در اوایل سوره مائده این آیه آمده است : « الیوم یئس الذین کفروا من‏ دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا »(سوره مائده ، آیه . 3 ) این دو قسمت که هر دو با " الیوم " شروع می‏شوند ، ضمن یک آیه هستند نه دو آیه ، و قدر مسلم‏ اینست که هر دو هم مربوط به یک مطلب است نه دومطلب . کلمه " یوم " یعنی روز ، وقتی با " الف و لام " ذکر می‏شود ( الف و لام عهد ) گاهی به معنی آن روز است و گاهی به معنی امروز ، در هر دو مورد به کار برده می‏شود . به معنی " آن روز " در جایی به کار می‏رود که قبلا یک روزی را نام برده‏ا ند بعد می‏گویند در آن روز . ولی اگر بگوئیم فلان‏ کس الیوم وارد شد یعنی همین امروز وارد شد .


« الیوم یئس الذین کفروا من دینکم » در آن روز ( یا امروز کافران از دین شما مأیوس شدند « فلا تخشوهم »پس ، از آنها دیگر بیم نداشته باشید . یعنی چه آنها از دین شما مأیوس شدند ؟ یعنی آنها دیگر مأیوس شدند که بر دین شما پیروز و فائق‏ شوند و آنرا از میان ببرند . چون مأیوس شدند دست از کار و فعالیت و آن‏ روشی که قبلا علیه اسلام داشتند برداشتند . از آنها دیگر بیم نداشته باشید . جمله بعد خیلی عجیب است ، می‏فرماید : « و اخشون »اما از من بترسید .


صحبت اینست که امروز از ناحیه آنها بیم نداشته باشید ولی از ناحیه من‏ بیم داشته باشید ، با توجه به اینکه بحث درباره خود دین است . بیم از آنها این بود که از ناحیه آنها به این دین آسیب برسد . می‏فرماید نترسید ، دیگر آنها نمی‏توانند آسیبی برسانند « و اخشون » از من بترسید . قهرا معنایش اینست که اگر آسیبی به این دین برسد ، ازطرف من می‏رسد . حال‏ این چه مفهومی می‏تواند داشته باشد که بعد از این از کفار نترسید بر دین‏ خودتان ، از من بترسید . در ادامه آیه می‏فرماید : « الیوم اکملت لکم دینکم »آن روز ( یا امروز ) دین شما را کامل کردم ، به حد کمال رساندم « و اتممت علیکم‏ نعمتی »و نعمت خودم را به پایان رساندم . در اینجا دو کلمه نزدیک به‏ هم ذکر شده است : اکمال و اتمام . این دو کلمه خیلی بهم نزدیکند : کامل‏ کردم یا تمام کردم .


قرآن از یک طرف می‏گوید : « الیوم اکملت لکم دینکم » در این روز دین‏ شما را به حد کمال رساندم ، و از طرف دیگر می‏گوید : « واتممت علیکم‏ نعمتی »نعمت خودم را هم به حد اتمام رساندم « و رضیت لکم الاسلام دینا در امروز من اسلام را برای شما به عنوان یک دین پسندیدم . یعنی این اسلام‏ ، امروز آن اسلامی است که خدا می‏خواسته آن باشد . واضح است که مقصود این‏ نیست که اسلام همان اسلام سابق است ولی خدا نظرش تغییر کرده ! بلکه‏ مقصود اینست که چون اکنون اسلام به حد کمال و حد تمام رسید ، این همان‏ دین مرضی الهی است . آن دینی که خدا می‏خواسته همین اسلام کامل شده و تمام‏ یافته است .


مفهوم آیه بیش از این نیست . هر چه هست درباره کلمه الیوم است که‏ مقصود کدام روز است ؟ کدام روز است در این حد از اهمیت که قرآن می‏گوید در آن روز دین کمال یافت و نعمت خدایی به اتمام رسید . این باید یک‏ روز خیلی مهمی باشد ، یک حادثه خیلی فوق العاده‏ای باید در آن روز واقع‏ شده باشد . و این دیگر مربوط به شیعه و سنی نیست . از عجایب قضیه اینست که از ما قبل و ما بعد این آیات هم هیچ چیزی که‏ دلالت بر آن روز بکند فهمیده نمی‏شود . خلاصه از قرائن لفظی خود آیه چیزی درباره آن روز نمی‏شود فهمید . یک وقت هست که قبل از آیه‏ای حادثه یا جریان یا مطلب خیلی مهمی را نقل کرده بعد می‏گوید " امروز " یعنی یه‏ مناسبت آن مطلبی که در اینجا گفتیم .
در این مورد اینطور نیست چون قبل‏ از این آیه دستورات بسیار بسیار ساده‏ای هست راجع به اینکه گوشت چه‏ حیوانی بر شما حلال است و گوشت چه حیوانی بر شما حرام است ، حکم میته چنین است ، خون بر شما حرام است ، گوشت خنزیر ( یعنی خوک ) بر شما حرام است و . . . یک مرتبه می‏گوید : « الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی‏ و رضیت لکم الاسلام دینا » این که تمام می‏شود دو مرتبه بر می‏گردد به همان‏ سیاق اول که چه گوشتی حرام است و در صورت اضطرار مانعی ندارد : « فمن‏ اضطر فی مخمصة غیر متجانف ». . .یعنی این آیات به شکلی است که اگر ما آن قسمت را از وسط آن برداریم ، ما قبل و ما بعد آن به همدیگر متصل‏ می‏شود بدون اینکه کوچکترین خللی وارد شود کما اینکه همین مضمونی که در ما قبل و ما بعد این آیات آمده در دو سه جای دیگر قرآن تکرار شده بدون‏ اینکه این امر در وسط قرار بگیرد ، و مطلب نیز متلائم و کامل می‏باشد



درمورد مقصود از " الیوم " در آیه 3 سوره مائده: «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»؛ امروز کافران از (شکست) آیین شما نومید شدند؛ بنابراین از آنها نترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما پسندیدم،:
بعضی گفته اند که مقصود از " الیوم "؛ " آن روز " است، نه " امروز ". می گوئیم روی چه قرینه ای؟ می گویند وقتی می گوید " الیوم " و یک روزی را آنچنان توصیف می کند که در این روز من اسلام را برای شما به عنوان یک دین پسندیدم، قاعدتا این روز باید همان روز بعثت پیغمبر باشد. جواب داده اند که شما این سخن را به قرینه «رضیت لکم الاسلام دینا» می گوئید. این درست است در صورتی که جملات قبلش نبود زیرا صحبت اینست که من امروز دین را به پایان رساندم و نعمت را به حد اتمام رساندم، و حال آنکه روز بعثت روز شروع این نعمت بوده است. «رضیت لکم الاسلام دینا» نیز به این عنوان است که حالا که اسلام کامل شد و نعمت اسلام تمام شد من این دین را به عنوان آن اسلامی که می خواهم، برای شما پسندیدم. پس " الیوم " نمی تواند روز بعثت باشد




1) صواعق ابن حجر: ص 87.
2) الغدير: ج1, ص 275.
3) صواعق ابن حجر: ص 101.
4) صواعق ابـن حجر: ص 101.
5) فصول مهمه: ص 14.
6) كشاف: ج3,ص 181.
7) تاريخ قرآن: زنجانى, ص 58.
8) تفسير نيشابورى, ج3, ص 312.
خارج شده است

عزیز غایب من ای همیشه در خاطر    به جز تو را دل من آرزو نخواهد كرد
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : 03 تير 1389,ساعت 00:18:31 »

با تشكر از دوست عزيز جناب سيب سرخ

طبق قراري كه گذاشتيم انشاءالله مستدل و با حوصله به بررسي آيه شريفه مي پردازيم و انشاءالله با كمك شما عزيزان بحث را به گونه اي پيش مي بريم كه دوستان جواب برخي از شبهات خود را نيز در همينجا پيدا كنند.

مباحث در چند محور مورد بررسي قرار مي گيرد:

الف) مراد از "اليوم" در آيه شريف اكمال چه روزي است؟

در مورد اينكه "اليوم" به چه معناست ظاهرا سه قول مطرح است:


1) مراد از اليوم معناي مجازي آن است كه به معناي برهه اي از زمان مي باشد مانند اينكه فردي مي گويد امروز درس بخوان تا فردا دكتر شوي، در اينجا امروز به معناي روز خاص نيست بلكه مقطي از زمان مد نظر مي باشد.

2) روزي كه فقط خدا مي داند و بندگان از آن اطلاعي ندارند.

3) مراد روز خاصي است كه مشهور بين اهل سنت روز نهم ذي الحجه سال دهم هجري و بين شيعه هجدهم ذي الحجه سال دهم هجري مي باشد، هر چند اقوال ديگري مانند فتح مكه، روز نزول آيه برائت و ... نيز مطرح است.



به حول و قوه الهي اين سه قول را مورد بررسي قرار خواهيم داد و انتظار داريم دوستان نيز در اين موضوع خود را سهيم بدانند.
« آخرين ويرايش: 20 مرداد 1389,ساعت 11:48:04 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #3 : 26 تير 1389,ساعت 09:22:39 »

بررسي نظريه گروهي كه قائل به استعمال كلمه "اليوم" در معناي مجازي آن هستند:

برخي از مفسرين قائل هستند كه كلمه "اليوم" در معناي مجازي آن بكار رفته است.

بعنوان نمونه زمخشري در تفسير خود ذيل آيه شريفه مي نويسد: "{ اليوم } لم يرد به يوماً بعينه ، وإنما أراد به الزمان الحاضر وما يتصل به ويدانيه من الأزمنة الماضية والآتية ، كقولك : كنت بالأمس شاباً ، وأنت اليوم أشيب ، فلا تريد بالأمس اليوم الذي قبل يومك ، ولا باليوم يومك"
خلاصه كلام زمخشري اين است كه "امروز" در اين آيه به معناي روز خاص نيست بلكه مانند اين است كه مي گوئيم (تا ديروز جوان بودم و امروز پير شدم) وامروز در اين كلام به معناي حقيقي خود در مقابل ديروز نيست.

در پاسخ مفسريني مانند زمخشري نكاتي چند قابل تامل است:

1) استعمال كلمه اي در معناي مجازي نيازمند دليل است، زيرا قاعده بر آن است كه كلمه در معناي اصلي خود بكار رود مگر اينكه قرينه اي آن را از معناي اصلي خود خارج كند، ودر اينجا نه مفسرين قرينه اي ارائه داده اند و نه ظهور در قرينه اي دارد كه بتوان آنرا به معناي مجازي حمل كرد و مهمتر اينكه روايات وارده از فريقين نافي اين قول است.

2) با عنايت به اينكه "اليوم" مبدا ثبوت خبر است و ثبوت خبر وحكم بايد مشخص باشد لاجرم اين روز بايد روز خاصي باشد.
(توضيح: وقتي ميگويند نماز واجب شد يا دين كامل گرديد، در اينجا اين سوال پيش مي آيد كه اين موضوع از چه زماني شروع شد تا مكلف، تكليف خود را بداند و از آن تاريخ به آن عمل كند. و همينطور است اكمال دين كه مسلمان بداند چه اتفاقي و در چه زماني رخ داد كه دينش كامل گشت)

3) الف و لام كلمه اليوم، الف و لام عهد ذهني است. بنابراين بايد اين روز نزد مسلمانان شناخته شده باشد كه با شنيدن آيه ذهن مخاطب به سمت آن منتقل شود و اين روز نزد صحابه روز مشخصي بوده زيرا در اين آيه هيچ نامي از آن روز برده نشده است، در واقع الف در كلمه "اليوم" براي صحابه اي كه در آن روز خاص حضور داشتند "عهد حضوري" و براي بعدي ها "عهد ذهني" است.
[/b]
« آخرين ويرايش: 20 مرداد 1389,ساعت 11:49:57 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #4 : 29 تير 1389,ساعت 09:04:53 »

بررسي ديدگاه گروهي كه قايل هستند اليوم اشاره به روزي است كه فقط خدا مي داند و بندگان از آن اطلاعي ندارند.

طبري در تفسير جامع البيان ج 6 - ص 113 ذيل آيه شريفه نقلي را از ابن عباس بيان مي كند كه "اليوم" را به روز نامعلوم تفسير مي كند. وي چنين مي نويسد: (لازم به ذكر است اين قول يكي از قول هاي منسوب به ابن عباس در مقابل قول هاي ديگر اوست و قول مختار طبري نيز روز خاص است و اين قول را با عبارت "وقال آخرون" شروع مي كند.)

وقال آخرون : ليس ذلك بيوم معلوم عند الناس ، وإنما معناه اليوم الذي أعلمه أنا دون خلقي ، أكملت لكم دينكم . ذكر من قال ذلك : حدثني محمد بن سعد ، قال : ثني أبي ، قال : ثني عمي ، قال : ثني أبي ، عن أبيه ، عن ابن عباس : اليوم أكملت لكم دينكم يقول : ليس بيوم معلوم يعلمه الناس .
يعني گروهي ديگر مي گويند اين روز نزد مردم معلوم نيست و معنايش اين است كه فقط خدا مي داند. آنگاه حديثي را از ابن عباس نقل مي كند.

در پاسخ به اين نظريه جوابهاي شماره 2 و 3 پست قبلي كافي است يعني:

اولا: چون مبداثبوت خبر است بايد روزش مشخص باشد.

ثانيا: الف و لامي كه بر سر "يوم" آمده علامت معرفه و مشخص بودن اين روز است پس نمي تواند اين روز ناشناخته باشد.

ثالثا: با اين تفسير چقدر معناي آيه بهم مي ريزد زيرا آيه اينگونه مي شود كه روزي كه من مي دانم و شما نمي دانيد كافر مايوس شده و دينتان تكميل گرديده است.
[/b]
« آخرين ويرايش: 20 مرداد 1389,ساعت 11:51:28 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
سیب سرخ
كاربر فعال
***
تعداد ارسال: 297

تشكر
-اهدا شده: 155
-دريافت شده: 30



ديدن مشخصات
« پاسخ #5 : 02 مرداد 1389,ساعت 12:14:49 »

 53
خارج شده است

عزیز غایب من ای همیشه در خاطر    به جز تو را دل من آرزو نخواهد كرد
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #6 : 09 مرداد 1389,ساعت 16:13:41 »

بررسي ادله كسانيكه "اليوم" را روز خاص مي دانند.

همانطور كه قبلا توضيح داديم با تبيين آنكه مراد از "اليوم" روز خاصي است و "ال" اصطلاحا حكايت از "عهد ذهني" مي نمايد، بايد گفت كه "اليوم" بين خداوند و مخاطبين زمان نزول كاملا روشن و شناخته شده بود، مفسريني كه متوجه اين نكته شده اند به دنبال روز مشخصي گشته و نظريات مختلفي را ارائه كرده اند كه ما به حول و قوه الهي از ديدگاه مشهور اهل سنت يعني روز عرفه از حجه الوداع آغاز مي كنيم. (البته بايد دقت داشت ديدگاهي مي تواند مورد قبول باشد كه با قرائن موجود در آيه هماهنگي و تناسب داشته باشد)

بخاري در صحيح خود در چندين مورد به اين آيه اشاره كرده است:

الف) جلد 1 صفحه 16 كتاب الايمان: "حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الصَّبَّاحِ سَمِعَ جَعْفَرَ بْنَ عَوْنٍ حَدَّثَنَا أَبُو الْعُمَيْسِ أَخْبَرَنَا قَيْسُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ
أَنَّ رَجُلًا مِنْ الْيَهُودِ قَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ آيَةٌ فِي كِتَابِكُمْ تَقْرَءُونَهَا لَوْ عَلَيْنَا مَعْشَرَ الْيَهُودِ نَزَلَتْ لَاتَّخَذْنَا ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيدًا قَالَ أَيُّ آيَةٍ قَالَ { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا } قَالَ عُمَرُ قَدْ عَرَفْنَا ذَلِكَ الْيَوْمَ وَالْمَكَانَ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ قَائِمٌ بِعَرَفَةَ يَوْمَ جُمُعَةٍ"

ب) جلد 5 صفحه 127 كتاب المغازي باب حجه الوداع: "حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يُوسُفَ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ عَنْ قَيْسِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ أَنَّ أُنَاسًا مِنْ الْيَهُودِ قَالُوا لَوْ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ فِينَا لَاتَّخَذْنَا ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيدًا فَقَالَ عُمَرُ أَيَّةُ آيَةٍ فَقَالُوا { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا } فَقَالَ عُمَرُ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَيَّ مَكَانٍ أُنْزِلَتْ أُنْزِلَتْ وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَاقِفٌ بِعَرَفَةَ"

ج)جلد 5 صفحه 186 كتاب التفسير: "حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ قَيْسٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَتْ الْيَهُودُ لِعُمَرَ إِنَّكُمْ تَقْرَءُونَ آيَةً لَوْ نَزَلَتْ فِينَا لَاتَّخَذْنَاهَا عِيدًا فَقَالَ عُمَرُ إِنِّي لَأَعْلَمُ حَيْثُ أُنْزِلَتْ وَأَيْنَ أُنْزِلَتْ وَأَيْنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حِينَ أُنْزِلَتْ يَوْمَ عَرَفَةَ وَإِنَّا وَاللَّهِ بِعَرَفَةَ قَالَ سُفْيَانُ وَأَشُكُّ كَانَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَمْ لَا { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ }

د)جلد 8 صفحه 137 كتاب الاعتصام بالكتاب و السنه: "حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَيْرِ الْحُمَيْدِيُّ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ مِسْعَرٍ وَغَيْرِهِ عَنْ قَيْسِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ
قَالَ رَجُلٌ مِنْ الْيَهُودِ لِعُمَرَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوْ أَنَّ عَلَيْنَا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا }
لَاتَّخَذْنَا ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيدًا فَقَالَ عُمَرُ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَيَّ يَوْمٍ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ نَزَلَتْ يَوْمَ عَرَفَةَ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ"

مسلم نيز در چند جاي كتاب خود به نقل نزول آيه اكمال در روز عرفه اشاره دارد كه بدين شرح است:

الف) جلد 8 صفحه 238 كتاب التفسير: "حَدَّثَنِي أَبُو خَيْثَمَةَ زُهَيْرُ بْنُ حَرْبٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى وَاللَّفْظُ لِابْنِ الْمُثَنَّى قَالَا حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ وَهُوَ ابْنُ مَهْدِيٍّ حَدَّثَنَا سُفْيَانُ عَنْ قَيْسِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ أَنَّ الْيَهُودَ قَالُوا لِعُمَرَ إِنَّكُمْ تَقْرَءُونَ آيَةً لَوْ أُنْزِلَتْ فِينَا لَاتَّخَذْنَا ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيدًا فَقَالَ عُمَرُ إِنِّي لَأَعْلَمُ حَيْثُ أُنْزِلَتْ وَأَيَّ يَوْمٍ أُنْزِلَتْ وَأَيْنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَيْثُ أُنْزِلَتْ أُنْزِلَتْ بِعَرَفَةَ وَرَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَاقِفٌ بِعَرَفَةَ قَالَ سُفْيَانُ أَشُكُّ كَانَ يَوْمَ جُمُعَةٍ أَمْ لَا يَعْنِي { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي }

ب) جلد 8 صفحه 238 كتاب التفسير: "حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ وَأَبُو كُرَيْبٍ وَاللَّفْظُ لِأَبِي بَكْرٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ قَيْسِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ قَالَتْ الْيَهُودُ لِعُمَرَ لَوْ عَلَيْنَا مَعْشَرَ يَهُودَ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةَ { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا } نَعْلَمُ الْيَوْمَ الَّذِي أُنْزِلَتْ فِيهِ لَاتَّخَذْنَا ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيدًا قَالَ فَقَالَ عُمَرُ فَقَدْ عَلِمْتُ الْيَوْمَ الَّذِي أُنْزِلَتْ فِيهِ وَالسَّاعَةَ وَأَيْنَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حِينَ نَزَلَتْ نَزَلَتْ لَيْلَةَ جَمْعٍ وَنَحْنُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِعَرَفَاتٍ"

ج) جلد 8 صفحه 239كتاب التفسير: "حَدَّثَنِي عَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ أَخْبَرَنَا جَعْفَرُ بْنُ عَوْنٍ أَخْبَرَنَا أَبُو عُمَيْسٍ عَنْ قَيْسِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ مِنْ الْيَهُودِ إِلَى عُمَرَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ آيَةٌ فِي كِتَابِكُمْ تَقْرَءُونَهَا لَوْ عَلَيْنَا نَزَلَتْ مَعْشَرَ الْيَهُودِ لَاتَّخَذْنَا ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيدًا قَالَ وَأَيُّ آيَةٍ قَالَ { الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِينًا } فَقَالَ عُمَرُ إِنِّي لَأَعْلَمُ الْيَوْمَ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ وَالْمَكَانَ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِعَرَفَاتٍ فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ"

به طبع بسياري از مفسرين بر اساس همين روايات مراد از اين روز را روز عرفه دانسته اند. بعنوان نمونه فخر رازي در تفسير كبيرش جلد 11 صفحه 137 ذيل آيه 3 سوره مائده مي نويسد:
"أن المراد به يوم نزول هذه الآية ، وقد نزلت يوم الجمعة وكان يوم عرفة بعد العصر في حجة الوداع سنة عشر والنبي صلى الله عليه وسلم واقف بعرفات على ناقته العضباء"


نقد: .............................................................
« آخرين ويرايش: 20 مرداد 1389,ساعت 11:59:33 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #7 : 13 مرداد 1389,ساعت 14:28:05 »

نقد ديدگاهي كه "اليوم" را روز عرفه سال دهم هجري مي دانند

قائلين به قول "روز خاص" بودن اليوم در آيه اكمال چندين نظريه را مطرح نموده اند كه ما از قول مشهور اهل سنت - روز عرفه سال دهم هجري  - بحث را آغاز مي كنيم:

قبل از اينكه به بررسي اقوال بپردازيم، نكته اي را كه لازم است در تمامي نظريات مورد عنايت قرار گيرد را يادآور مي شويم:

*** در آيه شريفه چهار ويژگي براي اين روز مهم بيان شده است كه بايد در نظريات مطرح شده بدان توجه داشت، به شكلي كه اگر ما به اين نكات توجه كنيم براحتي مي توانيم احاديث و ديدگاه هاي مختلف را بر قرآن عرضه داشته و نظريه صحيح را در يابيم***
اين ويژگي ها عبارتند از:
الف) ياس كفار از دين مسلمانان
ب) اكمال دين
ج) اتمام نعمت
د) رضايت الهي از دين اسلام

حال با عنايت به موارد فوق به بررسي نظريه كساني مي پردازيم كه مي گويند مراد از اليوم روز عرفه سال حجه الوداع مي باشد:

1) نقدي كه اهل سنت در مواردي به شيعيان دارند اين است كه شيعه در هنگام بررسي آيات الهي سياق آيات را در نظر نمي گيرد و فرازي از آيه را گرفته و به تفسير و تاويل آن مي پردازد، اما در اينجا مي بينيم كه خود مفسرين عامه اين فراز آيه را جدا كرده و آنرا به مسئله اي غير از احكام تحريم گوشت ها و خون كه در ابتدا و انتهاي آيه آمده، ارتباط داده اند. بنابراين اگر مفاد آيه در مورد حج باشد، چه ارتباطي به تحريم گوشت و خون دارد.

2) اگر روز عرفه في نفسه لحاظ باشد، در اسلام روزهاي بسيار مهم تر و مشهورتر از عرفه وجود دارد مثل روز عيد فطر، روز عيد قربان، روز هجرت پيامبر(ص) كه مبدا تاريخ اسلام گشت و ... در حاليكه مي بينيم هيچكدام از اين روزها بعنوان سبب ياس كافر، اكمال دين و ... قرار نگرفت.

3) اگر منظور از آيه اين است كه در عرفه احكام مناسك حج نازل و در حضور پيامبر(ص) انجام شده و به اتمام رسيد (زيرا  اين حج تنها حج واجب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ميباشد كه با حضور آنحضرت و با آموزش ايشان همراه بود)، بايد گفت: روز عرفه حتي روز اكمال مناسك حج نيز نيست زيرا اعمال حج بعد از عرفه نيز ادامه دارد مانندك قرباني كردن، وقوف در مشعرالحرام و ... و در ثاني اگر آيه اشاره به احكام حج داشت بايد اين آيه بعد از اتمام مناسك حج نازل مي شد.

4) مفسريني كه اين قول را برگزيده اند، بايد توضيح دهند در عرفه چه اتفاقي افتاد كه كافران مايوس شدند، دين كامل شد و ... زيرا گفتيم بايد ادعايي كه مي شود مطابق با آيه شريفه باشد.( در ابتداي بحث گفتيم هر روزي هست بايد چهار ويژگي ذكر شده در آيه را دارا باشد

5) گويي با ابطال بت پرستي و قوانين مشركين و اعلام بي فايده و بي اثر بودن بتان در اوائل بعثت هيچكدام باعث ايجاد ياس در كفار نگرديد بلكه اعلام چند حكم باعث اين امر گرديده است
!!!
« آخرين ويرايش: 20 مرداد 1389,ساعت 11:58:18 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
جعفر جعفري
كاربر نيمه فعال
**
تعداد ارسال: 55

تشكر
-اهدا شده: 3
-دريافت شده: 7


اللهم وفقنا لما تحب و ترضي


ديدن مشخصات
« پاسخ #8 : 21 مرداد 1389,ساعت 09:53:32 »

نقد ديدگاهي كه "اليوم" و روز ياس كفار را به عدم غلبه بر مسلمين و يا فتح مكه ذكر كرده اند

فخر رازي آن روزي كه كافر مايوس شده را مربوط به قدرت نظامي مسلمانان مي داند و چنين مي نويسد:
"{ اليوم يَئِسَ الذين كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ } أي فلا تخافوا المشركين في خلافكم إياهم في الشرائع والأديان ، فإني أنعمت عليكم بالدولة القاهرة والقوة العظيمة وصاروا مقهورين لكم ذليلين عندكم ، وحصل لهم اليأس من أن يصيروا قاهرين لكم مستولين عليكم ، فإذا صار الأمر كذلك فيجب عليكم أن لا تلتفتوا إليهم ، وأن تقبلوا على طاعة الله تعالى والعمل بشرائعه"

ترجمه: "{ اليوم يَئِسَ الذين كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ } يعني ديگر نترسيد از مشركين در اين باره كه با آنان در اديان و رسومشان مخالفت نمائيد. زيرا من به واسطه حكومت قدرتمند و نيروي بزرگي، به شما نعمت بخشيدم و مخالفين شما را ذليل و شكست خورده قرار دادم، و آنها از اينكه بر شما پيروز شده و استيلاء يابند، مايوس شدند. اكنون كه وضع چنين شد بر شما لازم كه به آنان توجهي نداشته باشيد و به فرمان بري از خداوند متعال روي آوريد و به قوانين الهي عمل نمائيد

بررسي و نقد اين ديدگاه:

1)اين ديدگاه نمي تواند صحيح باشد زيرا آيه شريفه اكمال مي فرمايد: "اليوم يَئِسَ الذين كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ" يعني كفار از دين مسلمان مايوس شد، و نمي فرمايد: "اليوم يئس الذين كفروا منكم". در صورتي اين ادعا مي توانست درست باشد كه به جاي "دينكم" از "منكم" استفاده شده باشد.

2)اگر آيه مربوط به وضعيت قدرت نظامي مسلمين باشد بايد وضعيت مسلمين در زمان حيات پيامبر(ص) مورد تحليل قرار گيرد تا مشخص شود از چه زماني به بعد از غلبه بر مسلمين مايوس شدند.
تذكر: بديهي است كه واقعه آمدن حكم گوشت خوك و ... رخدادي نيست كه براي مسلمين ايجاد قدرت نظامي كند، بلكه بايد به دنبال واقعه ديگري بود، كه شايد برخي بگويند مربوط به فتح مكه است.

الف) اگر منظور خداوند از اين مژده بزرگ شكست كفار در فتح مكه باشد، منطقي نيست كه خداوند متعال اين بشارت را تا بيش از دو سال به تاخير بيندازد.

ب) در آن روزگار دو ابرقدرت بزرگ يعني ايران و روم وجود داشتند كه براي مسلمين و اعراب ارزشي قائل نبودند. كه داستان پاره كردن نامه پيامبر(ص) توسط خسروپرويز گواه روشني بر اين مدعاست.
ج) در جبهه داخلي نيز حتي بعد از فتح مكه مسلمين آسوده خاطر نبودند كه به مي توان جنگ حنين يا هوازن را مثال زد. حال اگر در سال هشتم كه فتح مكه رخ داد كفار مايوس شده باشند پس وعده الهي آيا دروغ بود؟!

د) بعد از رحلت پيامبر(ص) نيز در هيچ زماني كفار از اينكه بر مسلمين غلبه نمايند مايوس نشدند و هم اكنون نيز قريب به اتفاق كشورهاي اسلامي تحت سلطه كفار قرار دارند.
« آخرين ويرايش: 21 مرداد 1389,ساعت 10:13:23 توسط جعفر جعفري » خارج شده است

نساء/64: "وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما"
صفحه: [1]   بالا
چاپ صفحه
پرش به :