[]بسمه تعالي[/center]
ياران اباعبدالله
ماه محرم، ماه حزن اهل بیت(ع) و شیعیان است و از حضرت امام رضا(ع) روایت است که چون ماه محرم، داخل ميشد، پدرم را کسی خندان نميدید و اندوه و حزن، پیوسته بر او غالب ميشد تا روز دهم. چون روز عاشورا ميشد، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و ميفرمود: امروز روزی است که حسین(ع) شهید شده است.(1)
عاشورا
عاشورا همواره در متن زندگی شیعه و در عمق باورهای پاک او جریان داشته و «نهضت کربلا» در طول چهارده قرن، با کوثری زلال و عمیق، سیرابکنندهي جانها بوده است.
هماکنون نیز عاشورا کانونی است که میلیونها دایرهي ریز و درشت از ارزشها، احساسها، عاطفهها، خِرَدها و ارادهها بر گِرد آن ميچرخد و پرگاری است که عشق را ترسیم ميکند. بی شک، محتوای آن حماسهي عظیم و انگیزهها و اهداف و درسهایش، یک «فرهنگ» غنی و ناب و الهامبخش را تشکیل ميدهد و در حوزهي وسیع تشیّع و دلباختگان اهل بیت(ع)، کوچک و بزرگ و عالِم و عامی، همواره با «فرهنگ عاشورا» زیسته، رشد کرده و برای آن جان باختهاند، تا آنجا که در آغاز تولد، کام نوزاد را با تربت سیدالشهدا(ع) و آب فرات برميدارند و هنگام خاکسپاری، تربت کربلا را همراه مُرده ميگذارند و در فاصلهي ولادت تا مرگ هم به حسین بن علی(ع) عشق ميورزند و برای شهادتش اشک ميریزند و این مِهر مقدس، با شیر وارد جان ميشود و با جان به در ميرود.(2)
اینک در این مقاله، برآنیم تا به شرح مختصر زندگانی و ویژگیهای منحصر به فرد و بینظیر یاران وفادار آن حضرت بپردازیم.
مسلم بن عقیل
او پسر عموی امام حسین(ع)، مورد وثوق وی و نمایندهي اعزامی سیدالشهدا(ع) از مکه به کوفه برای بررسی اوضاع و بیعت گرفتن از مردم بود. رشادت و جوانمردی او مشهور بود.
در پی نامههای بی شمار اهل کوفه، او در نیمهي شعبان، از مکه به کوفه رفت و در آنجا به تلاش وسیعی برای دعوت مردم به بیعت با امام(ع) پرداخت. آن زمان، والی کوفه، نُعمان بن بشیر بود. حدود 18 هزار نفر با او به طرفداری از امام(ع) بیعت کردند. در اوج فعالیت و قیام حماسی مسلم، والی کوفه عوض شد و ابن زیاد به حاکم کوفه و مقابله با حرکت مسلم، منصوب گشت. جایگاه مسلم در کوفه پنهان بود؛ اما ابن زیاد با کمک جاسوسان، محل اختفای او را پیدا کرد و به دستگیری میزبانش که «هانی بن عُروِه» بود پرداخت. سفیر امام حسین(ع) مجبور شد قیام خویش را پیش از موعد، علنی کند. قصر ابن زیاد به محاصره درآمد. ابن زیاد، سران شهر را گرد آورد و آنان را با تهدید و تطمیع، مطیع خویش ساخت. با ایجاد جَوّ رُعب و وحشت و دستگیریها، بیم و هراس بر مردم، سایه افکند و از دورِ مسلم، پراکنده شدند.
مسلم بن عقیل در کوفه، تنها و غریب و بیپناه ماند. شب، به خانهي زنی به نام «طوعه» رفت. جایگاه او برای ابن زیاد معلوم شد، نیروهایی فرستاد. مسلم از خانه بیرون آمد و در کوچهها و میدان شهر، یک تنه با سربازان ابن زیاد جنگید تا آنکه گرفتار شد و او را به قصر ابن زیاد بردند. پس از گفتگوهای تندی که ردّ و بدل شد، به دستور ابن زیاد او را به بالای قصر برده و پیکرش را به زیر افکندند. شهادت مسلم بن عقیل، روز نهم ماه ذیالحجه سال60 هجری قمری (روز عرفه) بود. آرامگاه او در کوفه و متصل به مسجد کوفه است.(3)
حُرِّ بنِ یزید ریاحی
او فرمانده لشکری بود که راه را بر کاروان حسینی بست و اجازه ورود آنان را به کوفه نداد. وی در میان قبیلهاش از محبوبیت و نفوذ خاصی برخوردار بود و شجاعتی کم نظیر داشت. پس از آن که فرمان جنگ را از عمر بن سعد شنید و اطمینان پیدا کرد که از این کار دست بردار نیستند و از گفت و گو و هشدار دادن به جنایتی که آن ستمکاران در پی انجامش هستند، نتیجه نگرفت، کمکم و آهسته آهسته خود را کنار کشید و به سوی اردوگاه حضرت امام حسین(ع) قدم برداشت. یکی از لشکریان کفر که او را آشفته و نگران دید پرسید: "چرا پریشانی؟" حُر پاسخ داد: "به خدا سوگند! من خود را بین راه بهشت و دوزخ ميبینم اما جز راه بهشت، راه دیگری اختیار نميکنم، هر چند بدنم پاره پاره شود".
سپس با سرعت، خود را به اردوگاه امام حسین(ع) رسانید، با پای برهنه، در حالی که چکمههایش را بر گردنش آویزان کرده بود، پس از شرفیابی عرضه داشت:
" ای پسر رسول خدا! من همان شخصی هستم که مانع مراجعت شما به مدینه شدم. به خدا سوگند! من گمان نميکردم که این قوم پَست و از خدا بی خبر، پیشنهادهای شما را رَد کنند. اینک خدمت رسیدهام تا از تقصیر و گناهم درگذرید و توبهام را قبول فرمایید. آیا توبهام پذیرفته ميشود؟"
امام (ع) فرمودند: «آری! خداوند، توبهي تو را ميپذیرد».
حُرّ، روز عاشورا پس از کسب اجازه جنگ، به میدان رفت؛ لشکریان کفر را پند و اندرز داد و عاقبتِ شومشان را بازگو کرد. او همچنان که مشغول هدایت و موعظه بود، مورد هدف تیرهای لشکر کفر و نفاق، قرار گرفت و بدینگونه جنگ، آغاز شد. او با مهارت و شجاعتی شگفتانگیز، نبرد کرد تا سرانجام او را از هر سو محاصره کرده، به شهادت رساندند. امام حسین(ع) در لحظات آخر، خود را بر بالین او رساندند، سرش را به دامان گرفته و فرمودند:
« همانطور که مادرت تو را " حُر" نام نهاد، تو در دنیا آزاد و در آخرت، سعادتمند و خوشبخت هستی»
آنچه که در زندگی آن بزرگوار، قابل ذکر است، درس توبه و بازگشت به سوی خداوند توبهپذیر است و زندگی آن بزرگوار به ما ميآموزد که حتی اگر در طول زندگی، از مسیر حق و هدایت، خارج شده باشیم، باز هم ميتوانیم با اصلاح امور و جبران گناهان گذشته و امیدوار به لطف و مغفرت بی پایان پروردگار، به مسیر صحیح زندگی الهی باز گردیم و با تمسّک و پیروی از اهل بیت(ع) و ائمه معصومین(ع)، سعادت دنیا و آخرت خویش را تضمین نماییم.(4)
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
1) مفاتیح الجنان
2) فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص 17
3) فرهنگ عاشورا، جواد محدثی، ص 452
4) کربلا یا گلزار حسینی، مرحوم سید محمد تقی شهرستانی، ص 118[/pre][/font]